سریال چی دیدم؟ | Mentalist
· 31 تیر · خواندن 5 دقیقه بالاخره تمام شد. بیش از 140 اپیزود، هفت فصل و حدود پنجماه، مدت زمانی بود که برای دیدن این سریال گذاشتم. حالا، به نظر میرسه که داستان تمام شده و فکر میکنم که نوشتن درباره این، که بدون شک یکی از جالبترین و البته معمولیترین سریالهایی بوده که تا به حال دیدهام، یک ایده خوبه و میتونم یک گزارش کامل دربارهاش بنویسم. همراهم باشید!
چی شد که دیدمش؟
من وقتی گیر میدم به یک سبک خاصی، معمولا همون رو ادامه میدم و تقریبا تمام سریالها و آثار مرتبط رو دنبال میکنم. مثلا موقعی که کتابهای هریپاتر نوشته جیکیرولینگ رو خوندم، به تمام فیلمهای هریپاتر رو دیدم، نمایشنامهای که کمی بعدتر منتشر شد و ترجمه فارسی آن هم وجود داشت خوندم و حتی، سراغ کتابهای دیگر نویسنده هم رفتم. نویسندهای که اگه بخوایم کمی شوخ باشیم با اسم خودش مشکل داره و هر کتابی رو با یک اسم متفاوت منتشر میکنه.
برای این سریال که ترجمه اسمش هم «روانکاو» میشه، من یک همچین کاری کردم. دنبال سریالهایی بودم که شباهتهایی به لوسیفر داشته باشند. سریال لوسیفر چند ویژگی داشت: هر قسمت صرف حل یک پرونده جنایی میشد، در عین حال، روند داستان که زندگی لوسیفر بر روی زمین و روابطش با بقیه، از آدمها گرفته تا برادرها و دیگر اعضای خانوادهاش بود ادامه پیدا میکرد و لوسیفر هر دو رو دنبال میکرد.
دو سریال «Castle» و «روانکاو»، گزینههایی بودند که من سراغشون رفتم. سر اولی با رسیدن به فصل پنج متوقف شدم و دیگه ادامهاش ندادم؛ چون که سریال بیدلیل طولانی شده بود و هرچقدر که جلو میرفت، جذابیتش کمتر و کمتر میشد. برای دومی اما رویکرد متفاوتتری داشتم و به معنای واقعی کلمه، برخی هفتهها فقط یکی دو قسمت میدیدم و برخی اوقات هم گاهی تا یک فصل در هر هفته.
به هرحال، روانکاو گزینهای بود همون ویژگیهای لوسیفر رو که من دوست داشتم داشت و البته در گذر زمان کمتر خستهکننده شد و هر چقدر که جلوتر میرفتیم، سوپرایزها و شگفتیهای بیشتری برای من داشت.
داستانش درباره چیه؟

از ویژگیهای این سریالهایی که من دنبال کردم، این بود که همزمان دو داستان و دو مسیر موازی طی میشد. یعنی کاراکترهای داستان، یک داستان اصلی و روند کلی دارن که در طی گذر زمان و فصلها همیشه ادامه داره و همزمان در هر قسمت، یک پرونده جنایی رو، از قتل تا آدمربایی و یا حتی حفاظت از شخصیتها و ... حل میکنن.
داستان کلی، درباره پاتریک جین، مشاور پلیس کالیفرنیاست(CBI). یک شخصیت باهوش، زیرک و البته کلاهبردار اسبق که بر سر پروندهی یک قاتل سریالی با پلیس همکاری میکرده، در یک برنامه تلویزیونی مطالبی رو درباره اون قاتل بیان میکنه و باعث عصبانیت اون شخص میشه. عصبانیتی که به بهای جان همسر و دختر پاتریک تمام میشه و حالا، بعد از گذراندن یک دوره در تیمارستان و بازگشت ثبات روانی، به مشاور غیرنظامی سیبیای تبدیل شده و بر روی پروندههای مختلف، از جمله پرونده قتل همسر و دخترش، کار میکنه.
داستان یک الگوی، ساده، مشخص و البته قابل پیشبینی درباره داستان و روایت اصلی داره و شما بعد از حدود یک فصل متوجه میشید که ماجرا از چه قراره و در نهایت قراره با چه چیزی رو به رو بشید؛ اما جذابیت اصلی سریال، همون خرده روایتهای هر اپیزود و ارتباطاتی که بین اعضای مختلف تیمی که پاتریک باهاشون کار میکنه هست و البته روندی که برای داستان کلی در نظر گرفته شده هم بسیار جذاب و خلاقانه بوده. مثلا، شما تقریبا در هر فصل به پروندهای که مرتبط به اون قاتل سریالی باشه بر میخورید، به تلاشهایی که جین و دوستانش میکنن هم همچنین و درنهایت هم مرحله به مرحله، با کاراکترها، عادتهاشون و توانمندیهاشون آشنا میشید و خیلی از اتفاقات، ارتباط پیدا میکنه به رویدادهایی که بعدا قراره در سریال رخ بده و شما هم تا آخرین لحظه، متوجه خیلی از مسائل نمیشید یا طوری نشون داده که شده به چیزهای دیگری فکر کنید.
آیا میارزید؟
من کسی هستم که عمده سریالهای خوب و مطرح رو ندیدم. مثلا، تا الان سریالهایی مثل Vikings, Breaking Bad, Money Heist رو ندیدم و خب هر سه از نظر عمده افراد، سریالهای شاخصتر و قویتری هستند و امتیازات داخل imdb هم این رو به خوبی نشون میده و خب میشد به جای دیدن این، یکی از اون سهتا و البته دهها سریال دیگر با وضعیت مشابه رو تماشا کرد.
ماجرا اینه که این سریالها، عمدتا نیاز به یک توجه و دقت مضاعف دارن. مثلا Breaking Bad, به شخصه فکر نمیکنم بتونم روزی، قسمت اول این سریال رو بدون اینکه بخوابم به طور کامل تمومش کنم. یعنی اگرچه داستانها جذابیت خاص خودشون رو دارن و معمولا افراد میپسندن( خودم هم اگر زمانی حوصله داشته باشم، خواهم پسندید!) اما، فعلا و در شرایط فعلی، چندان گزینههای دوستداشتنی و قابل دنبال کردنی برای من نبودند.
من چیزی میخواستم که هم کمی شادتر باشد، هم کمی هیجانانگیزتر باشد و هم یک حداقلهایی داشته باشد و «روانکاو» واقعا این ویژگیها را داشت. ضمن اینکه، این ویژگی که خرده داستانها هرکدوم در یک اپیزود، یا نهایتا دو اپیزود تموم میشن، به کمک فیلم اومده و خیلی جاها به شما کمک میکنه که تا انتها ادامه بدید و با اینکه خسته شدین از سریال، اینکار رو انجام میدین و قسمتهای بعدی رو هم نگاه میکنین و در کل، سریال راحتبینیه!
از کجا دانلودش کنم؟
بیدردسرترین و راحتترین راه برای دانلودش، استفاده از سایت سریال بلاگه. زیرنویس چسبیده، نسخه دوبله و سرعت نسبتا بالایی که داره و البته اینکه فعلا به نظر میرسه فیلتر نیست. برای دانلود میتونید بهش مراجعه کنید: